جَنین، توانایی داراشدن مال را دارد، به شرط چشم گشودن به هستی؛ اما تولد، در بنیانش مرگ سوسو میزند! زاده شدن، آغاز رفتن است.
زندگی، رودی است خروشان که عاقبت، به برکهی خاموشی میریزد. مرگ، در پایان راه ایستاده و به زندگان تلخند میزند.
همان دَم که شخص از دنیا میرود، ریسمان بین او و مال دنیا پاره میشود: ریسمانی نادیدنی که به دستش بسته و گاه وَبال گردنش بوده است!
دیگران، تنها یک دَم پس از درگذشت او، یکباره رسماً، شرعاً و قانوناً وارثِ واهشته میگردند؛ خواه تاج و تخت باشد، خواه دفترچه قسط! بدون اینکه لازم باشد چیزی امضا کنند.
اینها باید مال او را -ببخشید مال خویش را- نگهدارند؛ ولو با دعوا و شکایت.
✳️ماده ۹۴۶ قانون مدنی (اصلاحی ۱۳۸۷) در باره ارث زن و شوهر، چنین مقرر داشته: ادامه مطلب ...